گراف جهتدار گرافی است که در آن یالها جهتدار هستند و از یک گره به گره دیگر اشاره دارند.
متد (Method) در برنامهنویسی به یک تابع اطلاق میشود که درون یک شیء یا کلاس تعریف شده است. متدها به برنامهنویسان این امکان را میدهند که عملیاتی خاص را روی دادههای یک شیء انجام دهند. به عبارت ساده، متدها همان توابع هستند، اما تفاوت اصلی آنها این است که متدها به ویژگیهای شیء دسترسی دارند و به آنها مربوط میشوند.
در زبانهای برنامهنویسی شیءگرا مانند Java، C++ و Python، متدها بخشهای اصلی از کلاسها را تشکیل میدهند. هر کلاس معمولاً شامل یک یا چند متد است که میتوانند ویژگیهای مختلف شیء را تغییر دهند یا به آنها دسترسی پیدا کنند.
متدها به دو نوع تقسیم میشوند: متدهای کلاس و متدهای شیء. متدهای کلاس (که به آنها متدهای استاتیک گفته میشود) میتوانند بدون ایجاد یک شیء از کلاس فراخوانی شوند، در حالی که متدهای شیء برای دسترسی به ویژگیهای خاص یک شیء باید بر روی یک شیء خاص از آن کلاس فراخوانی شوند.
در زبان Python، متدها معمولاً داخل کلاسها تعریف میشوند و اولین پارامتر آنها معمولاً self است که اشاره به شیء جاری دارد. به عنوان مثال، در کد زیر یک متد ساده به نام greet در کلاس Person تعریف شده است:
class Person:
def __init__(self, name):
self.name = name
def greet(self):
return "Hello, " + self.name در این مثال، متد greet برای چاپ یک پیغام خوشآمدگویی به نام شخص استفاده میشود. پارامتر self به این متد این امکان را میدهد که به ویژگیهای شیء جاری (که در اینجا نام شخص است) دسترسی داشته باشد.
در زبان Java، متدها به صورت زیر تعریف میشوند:
public class Person {
String name;
public Person(String name) {
this.name = name;
}
public void greet() {
System.out.println("Hello, " + this.name);
} } در اینجا، متد greet نیز مشابه مثال Python عمل میکند و از ویژگی name استفاده میکند تا پیغام خوشآمدگویی را چاپ کند. با استفاده از this، متد به ویژگیهای شیء جاری دسترسی پیدا میکند.
متدها در برنامهنویسی شیءگرا برای برقراری ارتباط میان دادهها و رفتارها درون یک شیء استفاده میشوند. متدها همچنین به افزایش خوانایی کد و بهبود ساختار آن کمک میکنند زیرا میتوانند عملیات پیچیده را درون خود بستهبندی کنند و از تکرار کد جلوگیری کنند.
برای اطلاعات بیشتر، میتوانید از سایت saeidsafaei.ir و اسلایدهای محمد سعید صفایی بهرهبرداری کنید.
در این مبحث، به مقدمهای بر برنامهنویسی پرداخته و مفاهیم اساسی آن شامل تعریف برنامهنویسی، اهمیت برنامهنویسی، روشهای ترجمه کد، انواع زبانهای برنامهنویسی، و مهارتها و محیطهای برنامهنویسی بررسی میشود. هدف این جلسه، آشنایی با اصول پایهای برنامهنویسی و درک نحوه انتخاب زبان و محیط مناسب برای نوشتن برنامههای کاربردی است.
گراف جهتدار گرافی است که در آن یالها جهتدار هستند و از یک گره به گره دیگر اشاره دارند.
پورتهایی که برای اتصال دستگاههای کاربری به سوئیچها استفاده میشوند و به یک VLAN خاص تعلق دارند.
شبکههایی که افراد و سازمانها را به هم متصل میکنند و امکان اشتراکگذاری اطلاعات را فراهم میآورند.
روش ارتباطی یک به چند که در آن یک دستگاه دادهها را به گروهی از دستگاهها ارسال میکند.
پردازش دادهها و ذخیرهسازی اطلاعات در سرورهای دور از دسترس محلی، که کاربران از طریق اینترنت به این منابع دسترسی دارند.
طوفان برادکست در شبکه که به دلیل حلقههای شبکهای، پیامها بهطور بیپایان در شبکه گردش میکنند و باعث ازدحام میشود.
پروتکل مسیریابی Distance Vector که به روترها کمک میکند تا مسیرهای بهترین را بر اساس تعداد هاپها پیدا کنند.
دستگاه ساده در شبکه که دادهها را بدون توجه به آدرس مقصد به تمام دستگاههای متصل ارسال میکند.
زبانهای برنامهنویسی سطح بالا زبانی هستند که شباهت زیادی به زبان انسان دارند و یادگیری آنها راحتتر است. این زبانها برای نوشتن برنامههای پیچیده و کاربردی استفاده میشوند.
شبکههای عصبی عمیق به شبکههایی گفته میشود که دارای چندین لایه شبکه عصبی هستند و برای مدلسازی مسائل پیچیده استفاده میشوند.
آدرس IP که برای شناسایی دستگاهها در اینترنت استفاده میشود.
سیستمهای خودمختار به سیستمهایی اطلاق میشود که قادر به انجام وظایف پیچیده بهطور خودکار و بدون نیاز به نظارت انسان هستند.
امنیت بلاکچین به محافظت از دادهها در شبکههای بلاکچین از تهدیدات و حملات سایبری اطلاق میشود.
هوش مصنوعی در دستگاههای جاسازیشده به استفاده از الگوریتمهای هوش مصنوعی برای بهبود عملکرد دستگاههای کوچک و جاسازیشده اطلاق میشود.
ثباتها یا رجیسترها حافظههای بسیار سریع و کوچک هستند که درون پردازنده قرار دارند. آنها برای ذخیرهسازی دادهها و دستورالعملهای پردازش شده با سرعت بالا استفاده میشوند.
نویز ناشی از حرکت الکترونها در مواد نیمههادی یا فلزات که در اثر حرارت ایجاد میشود.
سیستمهای خود-تطبیقی به سیستمهایی اطلاق میشود که قادر به شبیهسازی و انطباق با شرایط و تغییرات محیطی بهطور خودکار هستند.
جراحی رباتیک به استفاده از رباتها برای انجام عملهای جراحی با دقت و کنترل بالا اطلاق میشود.
میزان دادهای که در واحد زمان توسط یک دستگاه فیزیکی قابل ارسال یا دریافت باشد، معمولاً بر حسب بیت بر ثانیه (bps) اندازهگیری میشود.
هایپراتوماسیون به استفاده از هوش مصنوعی، یادگیری ماشین و رباتیک برای خودکارسازی فرایندهای پیچیده و بهینهسازی کارهای تجاری اطلاق میشود.
عدد مورد استفاده توسط روترها برای تعیین اعتبار و اولویت مسیرهای مختلف که از پروتکلهای مختلف به مقصدهای یکسان ارسال میشود.
توابع کتابخانهای به توابعی اطلاق میشود که از پیش در زبانهای برنامهنویسی تعریف شدهاند و در هر برنامه میتوان از آنها استفاده کرد.
دسترسی به اندیس خارج از محدوده یک آرایه به معنای تلاش برای دسترسی به عنصری است که خارج از ابعاد تعریفشده برای آرایه قرار دارد. این امر میتواند باعث بروز خطا در برنامه شود.
آزادسازی حافظه به فرآیند آزاد کردن حافظه اختصاصیافته به برنامه یا دادهها پس از پایان استفاده از آنها اطلاق میشود.
ترجمه آدرسهای IP خصوصی به آدرسهای عمومی برای استفاده در اینترنت.
روش ارتباطی یک به یک که در آن یک دستگاه دادهها را به دستگاه دیگر ارسال میکند.
ماتریس یک نوع آرایه دو بعدی است که برای انجام عملیاتهای ریاضی و جبر خطی به کار میرود.
پروتکل دادههای باز (OData) به دسترسی به دادهها از طریق APIها با استفاده از URLها کمک میکند.
مدل استاندارد شبکهای که ارتباطات سیستمهای مختلف را در 7 لایه مجزا تنظیم میکند. هر لایه وظایف خاص خود را دارد و با لایههای مجاور خود ارتباط برقرار میکند.
محاسبات مه (Fog) به پردازش دادهها در لبه شبکه (بسیار نزدیک به کاربر) اطلاق میشود که باعث کاهش تأخیر و پهنای باند میشود.
نتایج فرآیندهای انجامشده در سیستم که به طور معمول به کاربر یا سیستم دیگری ارسال میشوند. خروجیها میتوانند دادهها، گزارشها یا سیگنالهای مختلف باشند.
مجموعهای از فناوریها که برای تضمین کیفیت خدمات در شبکههای حساس به تأخیر و نوسانات، مانند صوت و ویدیو، به کار میروند.
در توپولوژی شبکههای بیسیم، کامپیوترها از کارت شبکه کابلی استفاده نمیکنند و از تکنولوژی بیسیم برای ارتباط استفاده میشود.
کلمه کلیدی const در زبانهای برنامهنویسی برای تعریف متغیرهایی استفاده میشود که مقدار آنها ثابت است و نمیتوان در طول اجرای برنامه تغییر داد.
بازگشتی زمانی است که یک تابع یا روش، خود را فراخوانی میکند تا زمانی که شرط خاصی به حقیقت بپیوندد.